خواجه نصير الدين الطوسي
313
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
سنگ صلايه سنگى است كه بر روى آن دارو سايند 143 سودن ماليدن و سائيدن ( م ) 59 / 74 / 75 سوده نرمه و آنچه از سودن بهم رسد ( م ) 131 / 134 سيال روان ( م ) 138 / 197 سيلان جارى شدن ( م ) 182 / 183 / 218 سيمينه نقريى 228 شاف مخفف شياف است . چيزى كه از داروها بمانند ميل كوچك سازند و جهت مداوا در دبر كنند 247 / 248 شاهوار هر چيز خوب و نفيس كه لايق شاهان باشد 90 شبه مانند - نظير 139 / 143 / 171 شخار قليا ، مادهاى كه صابونپزان به كار برند . شخار ابيض بلغت اهل صناعت ملح القلى است 44 شست دام 331 شعشعه روشنى آفتاب ، روشنى 17 شفاف چيز لطيف كه از پس آن چيز ديگر را توان ديد ، مانند آب و آبگينه ( م ) 22 / 31 شكندار فلزى كه زير چكش بشكند ( م ) 80 / 120 / 150 شلجمى به شكل شلغم 93 / 94 شمشيرگر شمشيرساز 223 شمع الماء موميائى 264 شنجرف شنگرف 208 شهربند كنايه از زندان 135 شيرفام و شيرپام برنگ شير 90 صاعقه برقى كه از ابر بر زمين افتد ( م ) 69 / 121 / 222